سفر ده روزه مقام معظم رهبري به شهر مقدس قم، ظرفيت هاي اين شهر قدسي را بيش از هميشه نمايان ساخت. شهري كه امروز به عنوان پايتخت فكري جهان اسلام شناخته مي شود. شهر علم و ايمان و عمل، شهري كه امام صادق(ع) به نام عش آل محمد(ص) ناميده است و فرموده است كه خاك «قم» مقدس است و مردم آن از ما هستند و ما نيز از آنان هستيم.

    اين سفر كه همه، نور بودو هدايت، زواياي وجودي «قم» را بازشناسي نمود. ديدارهاي گسترده و مختلف، كه سراسر درس آموز بود، ظرفيت هاي بالقوه اي از قم را نشان داد كه در صورت جريان يافتن، قادر است نياز امروز جوامع بشري را به تفكر ديني وتوحيدي تامين نمايد، بشر سرگشته و گمشده در دنياي ماديت را فرا بخواند و به مسيري دعوت كند كه تعالي و پيشرفت ماندگار و پايدار در آن متبلور است. اين ديدارها، تازه بخشي از ذخاير علمي و معنوي «قم» را نشان داد. ذخاير عظيمي هنوز وجود دارد كه كشف نشده است چرا كه زمان و فرصت هاي بيشتري را مي طلبد تا بتوان اعماق ژرف اين ذخاير را نمايان ساخت و مصداق هاي بارز و بسياري را مي توان نام برد كه اثبات گر اين ادعا باشد كه در حوصله اين سطور نمي گنجد. اما قله هاي رفيع آن را مي توان به نظاره نشست.
    حضور مراجع، دانشمندان، علما و فضلايي كه هر يك، چراغي فرا سوي دنياي پر از جهل و گمراهي هستند، سيماي تابناك اين شهر را جلوه اي خاص مي بخشد. وجود ده ها و صدها مركز علمي، آموزشي و پژوهشي كه بعضا در سطح بين المللي شناخته شده اند و هر يك مثال زدني مي باشند، امروز پاسخگوي بسياري از ابهاماتي است كه بشردر پيچ و خم نظريه پردازي هاي خود گرفتار آمده است. امروز نه تنها حوزه بزرگ علميه و جامعه المصطفي العالميه نقش آفرين هستند بلكه به بركت و نورانيت تربت پاك و مقدس حضرت فاطمه معصومه(س) و تربت پاك و مقدس بزرگان و ستارگان عالم تشيع در «قم» موسسات ديگري نيز بنيان نهاده شده اند كه در نوع خود كم نظير هستند. مانند موسسه امام خميني(ره) و ده ها موسسه ديگر كه هر يك جايگاه ويژه اي را در عرصه علم و دين و تبليغ به خود اختصاص داده اند.
    ديدارهاي مقام معظم رهبري در اين سفر ده روزه، هر چند حاكي از گستره و عمق ظرفيت هاي علمي و آگاهي بخشي شهر مقدس قم بود اما در اين ديدارها به نوعي استراتژي آينده انقلاب اسلامي نيز توسط حضرت ايشان ترسيم گشت. فراز و نشيب هاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي را كه امروز پيش روي نظام جمهوري اسلامي ايران قرار گرفته است مورد تحليل قرار دادند و جهت گيري ها را به سوي آينده اي روشن و اهدافي متعالي مشخص ساختند.
    در هر ديدار، تعابير مدبرانه اي به استخدام گرفته شد كه هر يك را مي توان راهبردي براي آينده و دهه چهارم انقلاب فرض نمود. راهبردهايي كه نگاه بصيرت از آن بر مي خيزد و با نگاه توحيدي، هدف دار و جهت دار مي شود. در آن دشمن شناسي و مقابله با دشمن وجود دارد و با نگاه مادي به جهان فاصله مي گيرد و شاخص هاي حق از باطل را متمايز مي سازد.
    به عبارت ديگر، اين سفر تاريخي، چشم اندازي را پيش روي حوزه بزرگ علميه، طلاب، علما، فضلا، انديشمندان، نخبگان فكري، علمي، دانشگاهي و حوزوي به تصوير گذاشت تا با تدوين آن نه تنها ظرفيت هاي «قم» در سطح ملي به منصه ظهور برسد بلكه از ظرفيت هاي بالقوه آن در عرصه جهاني بويژه جهان اسلام و گسترش اسلام ناب شيعي بتوان بهره مند شد. اين حداقل دستاوردي است كه مي تواند رهتوشه آينده جهان اسلام و انقلاب اسلامي قرار گيرد.

تاريخ نگارش مطلب : 06/08/89