هرچند كروناویروس آسیب‌های جدی از لحاظ تلفات انسانی و اقتصادی به جامعه ایران وارد نمود ولیكن فرصت‌های كم‌نظیری در عرصه‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ايجاد كرده استكه در صورت شناخت و استفاده از آن می‌توان برای تحقق شعار سال كه جهش تولید ‌می‌باشد، به خوبی بهره‌مند شد.

لازم به یادآوری این مقدمه است كه همواره شرایط سخت كه به نوعی ابتلا برای جوامع بشری است، پس از آن كه آن شرایط، هوشمندانه و با مدیریت صحیح پشت سر گذاشته شد، می‌توان تحولی شگرف در كلیه عرصه‌های حیات اجتماعی ایجاد كرد كه البته منوط به مدیریت صحیح پساشرایط سخت می‌باشد. پتانسیل حاصل از طی دوران سخت كه به نسبت میزان سختی، متراكم شده است،‌ آزاد شده و منشأ تحول می‌شود.به عنوان مثال، تحولی كه پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، منطقه و جهان به وجود آمد، حاصل تراكم ظرفیت‌های مبارزاتی دوران سخت ستمشاهی بود و یا دستاوردهایی كه پس از دوران سخت جنگ تحمیلی در عرصه‌های مختلف به دست آمد، بارزترین شاهد مثال است. پتانسیل ایجادشده در عرصه‌های علم و فناوری، انرژی هسته‌ای، ساخت موشك‌های دوربرد و نقطه‌زن، دستیابی به فضا، نانوتكنولوژی و توسعه منابع انسانی آزاد شد و در نتیجه شكوفایی‌هایی را به دنبال داشت، اما به جهت این‌كه اقتصاد كشور از این پتانسیل محروم ماند و مغرور به اتكای نفت بود، اتفاقی رخ نداد. این پدیده در عرصه جهانی نیز صدق می‌كند. پیشرفت‌های صنعتی جهان و یا در علم مدیریت، حاصل دوران پس از جنگ‌های سخت جهانی اول و دوم است.
اما فرصت‌هایی كه كروناویروس ساخته است؛
۱- در عرصه سیاسی
متأسفانه ظرف ۶، ۷ سال گذشته، بسیاری از مسئولان اجرایی و سیاستمداران كه در مقام تصمیم‌گیری بودند، دچار رویكرد اشتباهی شده و راه برون‌رفت از معضلات اقتصادی و معیشتی مردم را در گرو مذاكره و سازش با غرب و آمریكا می‌دانستند و آنان را خداهایی می‌پنداشتند كه تقدیر سایر كشورها ازجمله ایران به دست آن‌ها رقم می‌خورد، اما با پیش‌ آمدن بحران كرونا كه چه‌بسا خودساخته باشد، نه‌تنها مردم ایران بلكه جهان عمیقا متوجه شدند كه چنین كدخداهایی حتی عاجزتر از آن هستند كه به مردم درمانده خودشان كمك كنند. كدخداهایی كه با قلدری و تزویر بخش اعظمی از ثروت‌های جهان و كشورهای مستضعف و ایران را به غارت برده‌اند، امروز قادر به تهیه ماسك، لباس‌ مخصوص و تجهیزات پزشكی مرتبط نیستند تا جایی كه به كشورهایی مانند كوبا و چین كه در جنگ سیاسی و اقتصادی با آنان بودند، دست دراز كرده‌اند. این شناخت سیاسی از دشمن می‌تواند درس بزرگی برای غرب‌زدگان باشد و باعث شود رویكرد آنان را تغییر دهد و اتكا به ظرفیت‌های بی‌كران و خدادادی داخل داشته باشند. چنین تغییر رویكردی با توجه به این‌كه «نفت» هم ارزش خود را از دست داده است، می‌تواند عامل تعیین‌كننده‌ای در جهش تولید و رشد اقتصاد ملی بشود.
۲- در عرصه اجتماعی
شرایط سخت اجتماعی به وجود آمده، باعث گردیده است علی‌رغم تعطیلی اجتماعات، محافل و مجالس مختلف، نوعی همبستگی ملی ایجاد شود. تبلور این همبستگی را در همه اقشار مختلف اجتماعی به‌ویژه در كادر درمان كشور شاهد هستیم كه قله اوج فداكاری و ازخودگذشتگی را فتح كرده‌اند. همبستگی ملی برای تدارك نیازهای درمانی از ماسك تا تجهیزات پزشكی و كمك‌رسانی به اقشار اجتماعی كه صدمه اقتصادی و معیشتی دیده‌اند، فرازهای فراموش‌ناشدنی است كه این روزها و در این دوران شاهد هستیم. این انسجام ملی در بین آحاد مردم، دولت و مردم و در بین جریان‌های مختلف سیاسی مثال‌زدنی شده است.
اگر دولت و دست‌اندركاران اداره كشور از این همبستگی و انسجام ایجادشده برای جهش رشد اقتصادی و تولید بهره‌مند شوند، فرصت گرانبهایی است كه در آینده تكرار نخواهد شد.
۳- در عرصه فرهنگی
خودباوری و دین‌باوری ازجمله دستاوردهای این دوران سخت است. دورانی كه همه مردم و آحاد جامعه به اجبار درگیر آن هستند. با خودباوری و این‌كه «ما می‌توانیم»- كه در شركت‌های دانش‌بنیان اوج گرفته است- نه‌تنها نیازهای تجهیزات پزشكی كشور تأمین و تولید گردید، بلكه ایران قادر به صادرات و كمك به سایر كشورها شد.
اتكا به ارزش‌های دینی و معنوی بار دیگر احیا شده و به نوعی پالایش روحی و معنوی اتفاق افتاده است و علی‌رغم این‌كه قریب به اتفاق زندانیان آزاد شده‌اند، جامعه به خوبی مورد پذیرش و پالایش قرار گرفته است. آیا با سوق چنین فرهنگی به عرصه تولید و اقتصاد، نمی‌توان شاهد جهش بود؟ چنین فرهنگی در هشت سال دفاع مقدس به سختی حاصل شد. اگر پس از جنگ تحمیلی، فرهنگ پیروزمندانه فرماندهان و سربازان میدان جنگ را به عرصه اقتصاد كشور نبردیم و غفلت كردیم، دقت كنیم كه تكرار نشود و بدانیم كه شكوفایی در اقتصاد ملی، ره‌توشه‌ای است كه اقتدار ملی و ایستادگی در مقابل قدرت‌های مستكبر و قلدر را به دنبال دارد.