پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، ملت‌ها كه سال‌ها تحت سلطه دو قدرت جهانی به تنگ آمده بودند، خواستند نفس راحتی بكشند كه این بار گرفتار قدرت جهنمی آمریكا شدند.
آمریكا به عنوان قدرتی بلامنازع، شعار حاكمیت نظم نوین برجهان سر داد و كشورهای مختلف جهان را دعوت به پیوستن به این نظم نمود و جهانی شدن و جهانی‌سازی را مطرح ساخت و استقرار «حكمرانی خوب» را برای كشورهای توسعه‌نیافته دیكته كرد.

اما، امام راحل همان‌طور كه به رهبران وقت شوروی در آن مقطع تاریخی در پیامی توصیه نمودند كه مبادا با روی آوردن به غرب، به بن‌بست جدید گرفتار بیایید، خود نیز به پشتوانه حركت توفنده انقلاب اسلامی در مقابل چنین نظمی قد علم نمود و حاكمیت اسلام و نظام اسلامی را برای ایران و جهان نوید داد و خلف صالح او، مقام معظم رهبری نیز این مسیر را با قدرت و شجاعت كم‌نظیر در پیش گرفت، هرچند بسیاری از روشنفكران داخلی راه نجات را در پیوستن و هضم در نظریه جهانی شدن می‌دانستند و تئوریزه می‌كردند، اما امروز به شكرانه الهی بارقه‌های فروپاشی چنین نظم جهان‌سوزی را شاهد هستیم.
دوران افول یكه‌تازی و ابرقدرتی آمریكا در جهان در عرصه‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی فرارسیده است كه در ذيل به آن   اشاره می‌شود:
1- در عرصه سیاست بین‌الملل و داخلی به‌شدت دچار شكست و آسیب شده است. نه‌تنها سیاست‌های آمریكا در غرب آسیا بلكه در آمریكای جنوبی و سایر كشورها نیز دچار شكست شده است. دیگر صحنه بین‌الملل، محیط امن برای اجرای سیاست‌های استعماری آمریكا نیست و در داخل نیز درگیر اختلافات، منازعات و مناقشات سیاسی در اركان حكومتی است و روز به روز هم گسترده‌تر و عمیق‌تر می‌شود كه بخشی از آن توسط برخی رسانه‌ها علنی می‌گردد.
2- در بعد اقتصادی، در داخل با بحران‌های بی‌سابقه‌ای مواجه است. به جهت ناكارآمدی در مدیریت بیماری كرونا قریب 40 میلیون نفر به لشكر بیكاران در آمریكا افزوده شده است. اختلاف فاحش طبقاتی و كاهش درآمد و سختی معیشت جمعیت عظیم آمریكا،‌ عرصه را برای شهروندان آمریكایی به تنگ آورده است و در عرصه بین‌الملل نیز بازارهای آمریكا یكی بعد از دیگری در حال فرو ریختن است و توسط چین و سایر كشورهای صنعتی به تسخیر درآورده می‌شود.در مبادلات تجاری، دلار آمریكا دیگر حرف اول را نمی‌زند. در چنین وضعیتی در آینده نزدیك، اقتصاد آمریكا، اقتصاد اول جهان نخواهد بود.
3- از نگاه اجتماعی، اعتماد شهروندان نسبت به دولتمردان به‌ویژه رئیس‌جمهورشان به شدت سلب شده است. این روزها شاهد هستیم كه موج بی‌عدالتی و تبعیض نژادی و خوی استكباری رهبران آمریكا چگونه مردم را به خیابان‌ها كشانده و اعتراضاتی خاموش‌نشدنی از درون جامعه آمریكا همچون آتشفشان در حال فوران است. در محیط بین‌الملل نیز تنفر نسبت به رفتارهای دولتمردان آمریكا به اوج خود رسیده و اعتماد به تعهدات آمریكا به نازل‌ترین صورت ممكن درآمده است، به طوری كه هر روز شاهد خروج آمریكا از معاهدات بین‌المللی هستیم.
4- اما شرایط شكننده در عرصه فرهنگی و باورهای ایدئولوژیك حكمفرمااست. همان‌طور كه در مقطعی از تاریخ، روشنفكران و طیفی از مردم جهان باورهایشان نسبت به سوسیالیزم به عنوان یك مكتب نجات‌دهنده رنگ باخت و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی رقم خورد، چنین سرنوشتی برای لیبرالیسم در حال رخ دادن و این به معنای فروپاشی تمدن غرب و در رأس آن افول آمریكاست. تمدنی كه مبتنی بر لیبرالیسم بنا شده است و این اتفاق بزرگی است كه پیش خواهد آمد و جهان با یك تحول عمیق و گسترده مواجه خواهد شد. به طور قطع و یقین نمی‌توان نقش انقلاب اسلامی را در این تحول تاریخی فروپاشی دو قدرت جهانی نادیده گرفت و در استقرار نظم جدید حاكم بر جهان در شرایطی كه جهان از تك‌قطبی نیز خارج می‌شود، نگرش و نفوذ اسلام و انقلاب اسلامی را نادیده انگاشت چراكه پیروزی مستضعفان بر مستكبران، وعده قطعی الهی است.