"حکمرانی خوب" ، نظریه ای است که در دو دهه اخیر، با اعمال نفوذ از سوی برخی نهادهای قدرتمند بین المللی از جمله سازمان ملل متحد، وارد ادبیات مدیریت توسعه كشورها شده است. بانک جهانی در گزارش سال 1989 آن را به عنوان حاكمیت تعیین كننده ارائه خدمات عمومی کارامد، نظام قضائی قابل اعتماد و نظام اداری پاسخگو تعریف کرده است و از کشورهای در حال توسعه خواسته شده است تا برای توسعه اقتصادی در کشور خود، آن را سر لوحه برنامه‌های خود قرار دهند و پرداخت وام‌های جهانی را منوط به استقرار آن می‌داند. بطوريکه این نظریه موضوع روز كشورهای در حال توسعه شده است.(میدری،1383)